تبليغاتX
گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور

 

بنویس لب پُر تَرَک و دیده ی خیس *

بنویس: فرات ِ لعنتی ؛ رودِ خسیس *

بنویس که این قبر حسین بن علی ع ست *

بنویس ، ولی به " خط کوفی " ننویس*

هر چند که در راه خدا می میرد *

هر یار به علتی جدا می میرد *

یک عده برای دین و یک عده حسین ع*

عباس برای بچه ها می میرد*

****

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در جمعه چهارم آذر 1390 و ساعت 10:36 |

ملائك آن شهيد را برده بودند

در منطقه عملياتي والفجر مقدماتي (فكه) در داخل خاك عراق، بين پاسگاه «الكرامه» و «وهب» يك گلستان دسته جمعي از شهدا كشف شد. عراقي‌ها شهدا را به صورت زيگ‌زاگ روي هم انداخته و روي آن‌ها خاك ريخته بودند و تپه‌اي از شهدا درست شده بود.

ناصر بود كه اين معبر شناسايي كرد و تا پايان وقت كاري آن روز در داخل خاك عراق پيكر هفت شهيد را از زير خاك بيرون آورديم و قرار شد ادامه كار به فردا موكول شود.

فرداي آن روز بچه‌ها دو اكيپ شدند. تعدادي به نقطه ديگر براي جستجو اعزام شدند و ما هم باقي مقر را براي بيرون آوردن ابدان مطهر شهدا كاوش مي‌كرديم. تا ظهر پيكر مطهر سيزده شهيد ديگر كشف شد و تعداد شهدا به بيست رسيد، اما نكته بسيار عجيب و قابل تأمل، شهيدي بود كه به‌عنوان بيست و يكمين شهيد بود.

با سرنيزه اطراف پيكر را كاملاً خالي كرديم. خاك‌ها را كنار زديم. لباس كامل، دكمه‌هاي لباس بسته، بند حمايل و تجهيزات، خشاب، قمقمه، يك فانسقه به تجهيزات و يك فانسقه به پيكر، جوراب و... اما خيلي عجيب: پيكر نبود! مثل اينكه كسي داخل اين لباس نبود. يك نكته به ذهنمان رسيد: ملائك خدا پيكر را با خود برده‌اند. همين و بس.

 

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 و ساعت 10:56 |

لیست فیلتر شکن ها:

1- نماز: فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن امضا و مهر کرده ...باوری نداری " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/44"


2- ماه مبارک رمضان: این سری از فیلتر شکن ها مدت زمان طولانی برای شما کاربرد دارد و حتی باعث می شود ویروس هایی با گناه وارد خود کرده اید قتل عام کند .

 


3- قرآن : فقط برای فیلتر شکن بگویم که نظیرش اصلا وجود ندارد همه متخصص فیلتر شکنی(پیامبران) جلوی این کلام الهی زانو می زنند ...برای اثر کردنش اول قدم خواندنش و بفهمیدن و پله آخر عمل کردن به آن است

4- محبت اهل بیت: متاسفانه این نسخه از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته صاحبان این فیلتر شکن ها این برای کسانی است واقعا به ما اعتقاد داشته و پیرو ما باشند.

5- اذکار: این ذکر باید توسط متخصصشان تجویز بشود
اخطار اخطار : در مورد این فیلتر شکن باید بگویند نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد مواظب باشید 

دلیل فیلتر شدن!!!:

وقتی انسان گناه می کند به دلیل جهلشان به ازای هرگناه یک قدم از خدا دور می شود این فیلتر ها بر چشمانمان ،گوش هایمان وقلب ما سیطره می زند و اگر کسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل باشد
ان شاءالله به راه مستقیم هدایت می شود.

حتما از این فیلتر شکن ها استفاده کنید(رد خور نداره).

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در شنبه هشتم مرداد 1390 و ساعت 10:4 |
کریسمس با آقا در خانه شهید ارمنی




صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانه چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای‌شان زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند. کمی اطلاعات خانواده شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده‌ها را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها ما می‌رویم سلام می‌کنیم و می‌گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم. بین ارمنی‌ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش... بگوییم از دادستانی آمدیم که باید دربروند. کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.



برای نماز مغرب‌وعشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می‌کنند، می‌رویم سر کارمان دیگر. اسکورت هم به هوای این‌که ما توی منطقه هستیم با بی‌سیم زیاد صحبت نکنند که مسیر لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می‌شود دیگر. چیزی نگفتند. یک آن مرکز من را صدا کرد با بی‌سیم گفتم به گوشم.



موردمان را گفت که شخصیت سر پل سیدخندان است. سر پل سیدخندان تا مجیدیه کم‌تر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم. خانمی از گل بهتر آمد دم در، در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی‌فهمد که. بالاخره وارد شدیم. چون کار باید می‌کردیم. گفتیم نودال و اَمپِکس و چیزایی که شنیده بودیم، کارگردان و این‌ها بروند تو.




کارگردان رفت پشت‌بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زیرزمین پست بدهد، آن رفت توی حیاط پست بدهد. پست بودند دیگر حالا. فیلممان بود. یک ذره که نزدیک شد، بی‌سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله‌ای که بود به این خانم چون احیا بشود، این‌جوری جلوی آقا نیاید، گفتم: ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می‌شوند منزل شما.



گفت: قدم روی چشم، تشریف بیاورد. گفتید کی؟



من اسم حضرت آقا را گفتم. ـ داستان بازرگان و طوطی را شنیده‌اید ـ‌، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمین و غش کرد. فکر کردیم چه کنیم داستان را؟ داد بیداد کردیم، دو تا دختر از پله آمدند پایین. یاالله یاالله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلاً جمع کنید. مادر را بردند توی آشپزخانه.


دخترها گفتند: چه شد؟



گفتم: ببخشید! ما همان صداوسیمای صبح هستیم که آمده بودیم. ولی الآن فهميدیم که مقام معظم رهبری می‌آیند منزلتان، به مادرتان گفتیم غش کرد. فکری کنید.


تا اجازه نگرفت وارد خانه نشد.




این‌ها شروع کردند مادر خودشان را به حال آوردند. فشارشان افتاده بود، آب قند آوردند. بی‌سیم اعلام کرد که آقا پشت در است. من دویدم در خانه را باز کردم. نگهبانی هم که باید کنار در می‌ایستاد، رفت دم در. کارهای حفاظتی‌مان را انجام دادیم. آقا از ماشین پیاده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه کرد و گفت: سلام علیکم.


گفتم: بفرمایید.




گفت شما؟
نه این‌که ما را نمی‌شناخت، گفتند، تو چه کاره‌ای یعنی؟ گفتیم: صاحب‌خانه غش کرده.



گفت: کس دیگری نیست؟
یاد آن افتادیم که دو تا دخترها هم می‌توانند به آقا بگویند بفرمایید. گفتیم آقا شما بفرمایید داخل.



گفت: من بدون اذن صاحب‌خانه به داخل نمی‌آیم.



معنی و مفهوم حفاظت، خودش را این‌جا از دست نمی‌دهد. مهم‌تر از حفاظت این است. بدون اذن وارد خانه کسی نمی‌شود. رهبر نظام است باشد، ارمنی است باشد، ضدحفاظت‌ترین شکل ممکن این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانیت با آن عظمت رهبری خودشان بایستند، همة مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن وارد خانه کسی نشوند.



من دویدم رفتم توی آشپزخانه. به یکی از این دخترها گفتم آقا دم در است بیایید تعارف کنید بیایند داخل.
لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض کنیم.



به آقا گفتیم: که رفته‌اند لباس مناسب بپوشند، شما بفرمایید داخل.



گفتند: نه می‌ایستم تا بیایند.



چند دقیقه‌ای دم در ایستادند. ما هم سعی کردیم بچه‌هایی که قد بلند دارند را بیاوریم، مثل نردبان دور ایشان بچینیم که ایشان پیدا نباشد. راه دیگری نداشتیم. چند دقیقه معطل شدیم. چون دانشجو بودند لباس دانشجویی مناسب داشتند. یکی از دخترها، دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفتند داخل اتاق. این خانم پیش آقا رفت و خوش‌آمد گفت. بعد گفت که مادرمان توی این اتاق است، الآن خدمت می‌رسیم.




رفتند بیرون. آقا من را صدا کرد گفت این‌ها پدر ندارند؟



گفتم: نمی‌دانم. چون صبح نپرسیده بودم.



گفت بزرگ‌تر ندارند؟ برادر ندارند؟



رفتیم آن اتاق پشتی. گفتم: ببخشید، پدرتان؟



گفتند: مرده.



گفتیم: برادر؟



گفتند: یکی داشتیم شهید شده.



گفتیم: بزرگتری، کسی؟



گفتند: عموی ما در خانة بغلی می‌نشیند.



فکر کردیم بهترین کار این است که عمو را بیاوریم بیرون. حالا چه کلکی بزنیم عمو را از خانه بیرون بیاوریم؟ با این هیبت و این تیپ و قدوقواره، همه دو متر درازی و لباس‌ها، شکل، تیپ و اسلحه. هرچه هم بخواهی بگویی من کسی نیستم، قیافه‌ات تابلو است.
در بغلی را زدیم. یک آقایی آمد دم در سلام کردم. گفتم، ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم.



این بنده خدا نگاه کرد، یک مسلمان بسیجی، خانة یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟ خودش تعجب کرد. رفت لباس پوشید آمد دم در. محترمانه باهاش پیچیدیم توی خانة برادر خودش. داخل خانه که شدیم، نگهبان او را بازرسی کرد. نگاه کرد، پیش خودش گفت، برای امر خیر مگر آدم را بازرسی می‌کنند؟



بعد از بازرسی قضیه را بهش گفتیم. گفتیم: رهبر نظام آمده این‌جا، این‌ها چون بزرگتری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید.


او را داخل که بردیم و آقا را که دید، مُرد. یک جنازه را یدک کردیم و بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا. این‌ها به خودی خود زبانشان با ما فرق می‌کند. سلام علیک هم که می‌خواهند بکنند کلی مکافات دارند. با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال‌پرسی کرد و درنهایت یک هم‌دمی را برای آقا مهیا کردیم.



حضرت آقا چایی و شیرینی‌شان را خورد.



رفتیم توی این اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختیم. آمدند رفتند بالا، لباس مناسب پوشیدند و آمدند پایین. وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان کردند در کنار خودشان، کنار همان عمویی که نشسته بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمده‌ایم که حرف شما را بشنویم؛ چون شما دچار مشکل شده بودید، دوستان عموی بچه‌ها را آوردند.




دخترها آمدند نشستند. آقا اولین سؤالشان این بود که شغل دخترها چیست؟



گفتند: دانشجو هستند.



آقا خیلی تحسینشان کرد و با این‌ها کلی صحبت کردند، توی این حالت، این دختر سؤال کرد که آقا آب، شربت، چیزی برای خوردن بیاورم؟



این‌ها همه‌اش درس است. من خودم نمی‌دانستم که بگویم بیاورد یا نیاورد؟ آقا می‌خورد یا نمی‌خورد؟ نمی‌دانستم. رفتم کنار آقا، از آقا سؤال کردم، گفتم: آقا این‌ها می‌گویند که خوردنی چیزی بیاوریم؟ چایی چیزی بیاوریم؟



آقا گفتند: ما مهمانشان هستیم. از مهمان می‌پرسند چیزی بیاورند یا نیاورند؟ خُب اگر چیزی بیاورند ما می‌خوریم.



بعد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشید چایی یا آب‌میوه بیاورید، من هم چایی، هم آب‌میوه شما را می‌خورم.



این‌ها رفتند چایی، آب‌میوه و شیرینی آوردند. خود میوه را هم آوردند. خُب توی خانه مسلمان‌ها این‌‌طوری است. یک نفر چند تا میوه پوست می‌کند می‌دهد دست آقا، آقا هم دعا می‌کند. همان‌جا به پدر شهید، مادر شهید، پسر شهید و یا همسر شهید آن خوراکی را تقسیم می‌کنیم، همه یک قسمتی از این میوه می‌خورند که آقا به آن دعا کرده. توی ارمنی‌ها هم همین کار را باید می‌کردیم؟ واقعاً نمی‌دانستیم.



چایی آوردند، آقا خورد، آب‌میوه آوردند، آقا خورد، شیرینی آوردند، آقا خورد. آقا حدود چهل دقیقه توی خانه ارمنی‌ها نشستند و با این‌ها صحبت کردند. مثل بقیه جاها آقا فرمودند: عکس شهیدتان را من نمی‌بینم. عکس شهید عزیزمان را بیاورید ببینم.



توی خانه مسلمان‌ها چهار تا عکس بزرگ شهید وجود دارد که توی هر اتاقی یکی هست. می‌پریم و می‌آوریم. این‌ها رفتند آلبوم عکس‌شان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهید بود. آلبوم را گذاشتند جلوی آقا. صفحه اول یک عکس دوتایی. یادگاری فردین با دوستش گرفته بود آن وسط بود. آقا همین‌جوری نگاه می‌کردند، شروع کردند به صحبت کردن، همین‌جوری صفحه‌ها را ورق می‌زدند تا تمام شود. تمام که شد گفتند: خُب! عکس تکی شهید را ندارید؟



یک عکس تکی از شهید پیدا کردند و آوردند گذاشتند جلوی آقا. آقا شروع کردند از شهید تعریف کردن. گفت: خُب! نحوه اسارت، نحوه شهادت اگر چیزی داشته به من بگویید.



ما فهمیدیم نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» است، به اندازه شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش f14، بمب‌افکن رهگیر بوده و بالای صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد می‌زنند. شهید، هواپیما را تا آن‌جا که ممکن است، اوج می‌دهد. هواپیما در اوج تا نقطة صفر خودش، که اتمسفر است بالا می‌آید و بقیه‌اش را به‌سمت ایران سرازیر می‌شود. چهار تا موتور هواپیما منهدم می‌شود. هواپیما لاشه‌اش توی خاک ایران می‌افتد، ولی چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمی‌کرده‌، نتوانسته ایجکت کند و نشد که چتر برای شهید کار کند. هواپیما به زمین خورد و ایشان به شهادت رسید.




ارمنی‌ای بود که حتی حاضر نشد، لاشه هواپیمای جمهوری اسلامی به‌دست عراقی‌ها بیافتد. آن خانواده، این فرزندشان است. این بزرگوار در نیروی هوایی مشهور است. درباره شهادتش و اخلاقش تعریف کردند.



مادر شهید گفت: امروز فهمیدم که علی(ع) کیست.



مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض کنم؟



آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم.



گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم، ولی خیلی مواقع داخل نمی‌آییم. روز شهادت امام حسین(ع)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین(ع) شربت می‌دهیم. می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم، ظرف یک‌بارمصرف می‌گیریم، که شما مشکل خوردن نداشته باشید، چون ما توی ظرف آن‌ها آب نمی‌خوریم. توی مجالس شما شرکت می‌کنیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن نمی‌فهمیدم بعضی چیزها را.



می‌گفتند، در دین شما بانویی ـ که دختر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) است ـ را بین درودیوار گذاشته‌اند، سینه‌اش را سوراخ کرده‌اند. میخ، مسمار به سینه‌اش خورده. نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتند مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی(ع). دستش را بستند و در سه دوره 25 ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی‌فهیمدم یعنی چی. گفتند، در 25 سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانه یتیم‌هایش. این را هم نمی‌فهمیدم. ولی امروز فهمیدم که علی(ع) کیست.

امروز با ورود شما به منزل‌مان، با این همه گرفتاری‌ای که دارید، وقت گذاشتید و به خانه منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محله ما به خانه ما نیامده است، شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی(ع) که خانه یتیم‌هایش می‌رفت چقدر بزرگ است.



از ورود آقای خامنه‌ای به منزلشان، به علی(ع) و 25 سال حکومت غصب شده‌اش و زهرا(س) پی برد. خُب! این برود مشهد، امام رضا(ع) شفایش نمی‌دهد؟



بعد از بازگشت حضرت آقا، پاسداران را توبیخ کردند



ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم. عین چهل دقیقه،‌ به اندازه چند کتاب از این‌ها درس گرفتیم. آقا در خانه ارامنه آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه‌شان را خورد. بعضی از دوست‌های ما نخوردند. کاتولیک‌تر از پاپ هم داریم دیگر. رهبر نظام رفته خورده، پاسدار، من نوعی، نخوردم. حزب‌اللهی‌تر از آقا هستم دیگر.


با آن‌ها خداحافظی کردیم و به‌سمت دفتر به‌راه افتادیم. وقتی رسیدیم آقا فرمودند: این بچه‌ها را بگویید بیایند.



آمدند. گفتند: این کار احمقانه چه بود که شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه‌شان رفتیم چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به این‌ها محسوب می‌شود. نمی‌خواستید داخل نمی‌آمدید.





منبع: ماهنامه امتداد
+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 و ساعت 18:29 |
اثبات حقانیت شیعه در یک دقیقه مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل


اثبات حقانیت شیعه در یک دقیقه با سه آیه قرآن :

تا وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) زنده بودند شیعه و

سنی نبود .

رهبر همه پیامبر بود .

بعد از پیامبر ما شیعیان فقه خودمان را از اهل بیت گرفتیم

و اهل سنت از چهار تا عالم دیگه ،

امام احمد حنبل ، ابو حنیفه ،امام مالک و امام شافعی

هنوز یک دقیقه نشده

اولا : ما که فقه مان را از اهل بیت گرفتیم سه تا آیه داریم ،

قرآن راجع به اهل بیت (علیهم السلام ) وقتی به کلمه

اهل بیت که می رسه می فرماید : یطهرکم تطهیرا ( احزاب ۳۳ )

یطهرکم یعنی معصومند .

هیچ کس نگفته یطهرکم مال ابو حنیفه و شافعی هست .

نه شیعه گفته نه سنی .

دوما : اهل بیت قرن اول هجری بودند ، اما چهار تا عالم سنی

یعنی ابوحنیفه و شافعی و مالکی و امام احمد حنبل

مال قرن دوم هجری بودند .

اهل بیت یک قرن از اونها جلوتر بودند . قرآن می فرماید

"و السابقون السابقون اولئک المقربون " (واقعه ۱۰و۱۱)

سوما : تمام اهل بیت شهید شدند ، یکی از علماء

اهل سنت سیلی نخوردند .

قرآن می فرماید :

"فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما " (نساء ۹۵)

یک دقیقه من تموم شد .

ما شیعه هستیم بدلیل اینکه

یک : ما فقه مان را اهل بیت گرفتیم معصومند (یطهرکم تطهیرا )

دو :یک قرن جلوترند ( و السابقون السابقون )

سوم : همه ائمه شهید شدند ( قتلوا فی سبیل الله )

شما اهل سنت اگر می توانید

یک آیه بخواندید که چرا دینت را از ابوحنیفه گرفتید ؟

حجت الاسلام قرائتی

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 و ساعت 17:59 |

شفاف ترین معنی ایمان

خوش آمدی ای دردانه آفرینش، ای مهربان ترین ابر رحمت، بیا، بیا تا عفاف را معنا کنی. بیا تا عبادت به نمازهای شبانه و خالصانه تو روح بگیرد و تسبیحت، ذکر همیشه بماند. بیا تا ایثار در بخشیدن نانی از سفره افطارت به مسکین و یتیم و اسیر، خلاصه شود. بیا ای سرچشمه همه خوبیها، ای پاک ترین نور، ای شفاف ترین معنی ایمان، ای کامل ترین تبلور انسان. بیا که چه مبارک آمدنیست آمدنت.

سلام بر آمدنت

امروز روز شادی و شعف است. آنجا که فاطمه باشد و ریسمان مهر او فرش زندگیمان را به عرش سعادت بپیوندد و زلال محبتش بوستان ایمان را آبیاری کند و پرتو کلامش علف های هرز باغ هستی را بسوزاند، جای غم نیست؛ جای سلام است و درود. سلام بر آمدنت. سلام بر چشم گشودنت و سلام بر ماندن دو روزه ات و سلام بر تو که باغبان خوبی هایی.

بدترین افراد امت

خوش آمدی ای چراغ فروزان، ای خورشید هدایت، ای آبشار لطف و احسان. خوش آمدی که کلامت به دیدگانمان توان داد تا هرزگان را از خوبان باز شناسیم. هر روز کلام تو را در آینه دلمان به تصویر می کشیم که فرمودی: «پدرم رسول خدا فرمود: بدترین افراد امّت من کسانی اند که در بهره از نعمت ها زیاده روی می کنند و غذاهای رنگارنگ می خورند و لباس های گوناگون می پوشند و در گفتن کلام بی مبالاتند».

پرهیز از بخل

در فرخنده روز میلاد دردانه رسول خدا و گوهر بی همتای خلقت، زیباست اگر از زلال کلامش جرعه ای بنوشیم که به نقل از پدرش فرمود: «از بخل دوری کن که درختی است در جهنم و شاخه هایش در دنیا کشیده شده است، چون به شاخه اش آویزان شوی، تو را به جهنم می برد. به سوی بخشش و کرم بشتاب. درختی است از درختان بهشت که شاخه اش به سوی زمین کشیده شده. چون به شاخه اش بیاویزی به سوی بهشت رهنمونت می شود».

عبادت خالص

کلام فاطمه(س) چون چراغی است که از دریچه دل به درون می تابد و خداجویی و خداپرستی را بیدار می کند. این حبیبه الهی که در عبادت نشان «السابقون السابقون» را بر سینه زده بود و چنان مخلصانه به راز و نیاز با معبود می ایستاد که خدا به او می بالید، درباره عبادت می فرماید: «کسی که خالص ترین عبادت را به سوی خدا روانه کند، خدا بهترین مصلحت را به سوی او می فرستد».

شگفتی خلقت

خوش آمدی ای شگفتی خلقت، ای بلندترین کمالات انسانی، ای زیباترین گل بوستان آفرینش. عالم هستی همواره در حیرت وجود تو خواهد ماند. تویی که برای مستمندان سرچشمه مهربانی و صفا و بخشندگی بودی و در دفاع از آنها، اسوه خشم و اقتدار و عزّت. در برابر دردمندان، لطافت گل به پای لطافت قلبت نمی رسید و در حمایت از ولایت، قلب پولادینت یکسره صلابت و قدرت بود. در حجاب عفیف ترین بودی در سخنوری فصیح ترین، مهربان ترین مادر بودی و بهترین پشتیبان همسر. مبارک باد بر خدا آفرینشی چنین.

عطر آینه ه

امروز همه آیینه ها به عطر گل یاس معطّر شدند و در عمق شفافیّتشان از مکارم اخلاق فاطمی لبریز شدند، برای ما که دم از عاشقی این گل خوشبو می زنیم، فرصتی مناسب است تا لختی در این آینه ها بنگریم و فاصله دنیاطلبی را تا اخلاق بهشتی دختر پیامبر دریابیم. دریابیم که خوشی، عطر گل یاس را به خود نمی گیرد. از بیهودگی ها دست بکشیم و خود را به آینه ها نزدیک تر کنیم.

عشق گل یاس

مبارک باد روز میلاد دختر گرامی پیامبر اکرم، فاطمه زهرا(س)، بر همه بانوان مسلمان و با ولایت و بر همه پیروان مکتب گرانقدرش؛ همه آنان که در صدف عفاف و حیا مروارید وجود را پروراندند و قدم به وادی عشق زهرا(س) نهادند. مبارک باد این میلاد فرخنده، بر همه آنان که فاطمه وار، پرورش اسلامی را در روح کودکانشان جاری ساختند و مُهر رستگاری بر قلبهایشان زدند. مبارک باد این میلاد خجسته، بر همه آنان که با عشق گل یاس زندگی کردند.

سخنی از فرزند زهرا(س)

«فاطمه زهرا(س) فجر درخشانی است که از گریبان آن، خورشید امامت و ولایت و نبوّت درخشیده است. آسمان بلند و رفیعی است که در آغوش آن ستاره های فروزان ولایت قرار گرفته است.

همه ائمه(ع) برای مادر بزرگوار خود تکریم و تجلیلی قایل بودند که برای کمتر کسی این همه احترام و تجلیل را از آن بزرگواران می شود دید.»

عشق پدری

خجسته باد این عید مبارک و این روز فرخنده؛ روزی که لبخند، لبان پیامبر اکرم(ص) را پر کرد و شادی، قلبش را لبریز ساخت؛ پدری که به دخترش لقب مادر می دهد و پدری که دخترش را موجب شادی قلبش می داند. داستان این عشق از زبان گهربار آن حضرت شنیدنی تر است که فرمود: «فاطمه پاره تن من است، نور چشم من است، میوه دل من است. هرکس او را بیازارد، مرا می آزرد و هرکس او را شاد کند مرا شاد می کند». سلام و درود خدا بر رسول خدا و بر دختر گرامیش.

دوری از دنیا

روح بلند و ملکوتی فاطمه زهرا(س) چنان بود که غبار ظلمانی دنیای زبون هرگز نتوانست دامن آسمانی او را آلوده سازد. زیور دنیا در حسرت یک نگاه آن بانوی گرانقدر، همواره سوخت. امام سجاد(ع) می فرماید: «اسماء بنت عمیس به من گفت: خدمت فاطمه زهرا(س) بودم که رسول خدا(ص) وارد شد. در گردن آن بانو گردن بندی از طلا بود که علی بن ابیطالب(ع) از مال غنیمت برایش خریده بود. رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: ای فاطمه، نکند مردم بگویند که فاطمه دختر محمّد از پوشش زورگویان استفاده می کند. فاطمه(س) گردن بند را درآورد. آن را فروخت. با پول آن بنده ای خرید و آزاد کرد و قلب پدر را با این کار شاد نمود».

ستایش پرورگار

درباره مقام والای دختر پیامبر، بانوی زنان بهشت، آنچه با قلم شکسته مان بنویسیم، چون غباری است در آسمان بیکران. باید از زلال دریای معرفت و پیامبر رحمت مدح او را شنید که فرمود: «دخترم فاطمه، سرور زنان سراسر عالم است. هرگاه در محراب خود در برابر پروردگارش، جلّ جلاله، بایستد، نورش برای فرشتگان آسمان درخشش دارد، چنان که نور ستارگان برای زمینیان درخشش دارد و خدا به فرشتگانش می فرماید: ای فرشتگان من، به بنده من فاطمه بنگرید. بانوی بندگان من در برابر من ایستاده است و بدنش از ترس من می لرزد. او با میل خویش به عبادت من روی آورده است. شما را گواه می گیرم که پیروان او را از آتش ایمن گردانیدم».

ستایش خدا

روز میلاد فاطمه زهرا(س)، روز میلاد همه خوبیهاست. روز جاری شدن زلال ایمان در همه قلبهاست. روز شستشو در چشمه معنویت فاطمی است. روز هدیه اخلاق پسندیده و خوی نیکوست. روز سجده و سپاس خداست؛ سپاس بر آفریدنِ این نور پاک، این سرچشمه رحمت، این نسیم حیات معنوی، این حوریه بهشتی در میان انسان ها. خداوندا، تو را سپاس که عشق او را در قلب ما نهادی. تو را سپاس که دست ما را به ریسمان هدایتش رساندی. مهربانا، نور پرفروغش را همواره بر زندگیمان بتابان. آمین.

در انتظار آمدنت

سال ها بود که خلقت با همه وسعتش، آمدنت را انتظار می کشید. سال ها بود که آب در انتظار دیدن کسی بود که نَفَسش حیات در کالبد بی روح خلقت می دمد. سال ها بود که آسمان چشم به راه کسی بود که در برابر وسعت سینه اش، ذره باشد. سال ها بود که خورشید منتظر نوری بود که از آن گرما و روشنی بگیرد. تو آمدی، بعد از آن همه انتظار. آسمان و زمین لبریز از نور تو شد. تویی که محورِ آفرینشِ همه خلقتی. تویی که مظهر صفات برتری، تجسم کامل ترین صفات خداوندی. تو آمدی و جهان واله تو ماند و دعاگوی قدمت شد. سلام و درود خدا بر تو ای سرچشمه رحمت الهی!

محور آفرینش

آن روز که خدا خواست بیافریند، تو را محور همه خوبی ها قرار داد. تو مظهر رحمت خداوندی. اگر آب مایه حیات است، از دم حیات بخش تو جان می گیرد. اگر خورشید نورانی است، به گوشه چشم توست. اگر رحمت خدا جاری است از بی کران وجود تو سرازیر می شود. اگر پروردگار خشم آرد، از زخم دل توست. ای میزان ترازوی عفو و خشم خدا، بر ما باران رحمت و مهرت را ببار.

نماز فاطمه(س)

سحرگاه است. مدینه در خواب است؛ امّا خانه فاطمه(س) روشن است. فاطمه(س) غرق در عشق خدا و محو در راز و نیاز با او، به نماز ایستاده است.

فاطمه ای که ترازوی خشم و رضای خداوندی است، فاطمه ای که خدایش به او می بالد، به نماز ایستاده و از ترس خدا می لرزد، نفس نفس می زند و با چشمان پر اشک او را می خواند. شگفتا از تو ای فاطمه! و شگفتا از آفریننده تو! مبارک باد این آفرینش. مبارک باد این حضور نورانی. مبارک باد این میلاد خجسته.

آراستن درون

امروز روز مبارکی است. عید خجسته ایست. روز میلاد نور، وزیدن نسیم حیات، باریدن باران رحمت. بیایید دل هامان را خانه تکانی کنیم. غبار دنیانگری و تاریک پسندی را از دریچه چشم ها برگیریم و پرده های سپید عفاف و حیا بر آن بیاویزیم. دل هامان را با رشته های نورانی عشق به اهل بیت آذین بندیم. سبد سبد گل ایمان و معرفت از گوشه کنار قلبمان بچینیم. سینه هامان را از گل ولای مادی طلبی پاک کنیم و بر آن رنگ روشن تقوا بپاشیم. بیایید در خانه دلمان جشن میلاد بگیریم و به کودکانمان عیدی بدهیم. مبارک باد این عید فرخنده، میلاد فاطمه زهرا(س).

راز و نیاز با خدا از زبان دختر پیامبر که خلوص عبادتش مایه فخر خدا بود، حدیثی جان بخش است. دو متن کوتاه زیر ترجمه و برداشتی است از دعای بعد از نماز حضرت فاطمه زهرا(س):

زمزمه نیاز

پروردگارا، هرکه به طلب حاجتی به سوی مخلوقی رود و خود را برای آن آماده سازد، امید لطف و عطا و احسان دارد. مهربانا، اینک من به طلب حاجت از تو آماده شده ام و امید لطف و بخشش دارم. مهربان من، مرا از بخششت محروم مگردان که تو بر طالب حاجت دست رد نمی زنی و گنجینه عطایت از بخشش کاستی نمی گیرد.

به امید نزدیک شدن

الهی، به سوی تو آمده ام به امید نزدیک شدن به تو، نه به پشتوانه عملی صالح و نه به شفاعت مخلوقی جز پیامبرت و اهل بیتش. به سوی تو آمدم به امید عفو بی منتهای تو که ویژه خطاکارانش گرداندی، آنان که همه عمر بر گناه پافشاری کردند و این بسیاری زمان گناه، جلوی عفو و بخشش تو را نگرفت. مولای من، بخشش و احسان، کار همیشگی توست، چنان که گناه عادت من است. پس به حق محمّد و دودمان پاکش، از گناه من در گذر که گناه بزرگ را کسی جز تو ای خدای بزرگ نمی بخشد.

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در یکشنبه یکم خرداد 1390 و ساعت 11:8 |

 

 

بهار آمد گل نرگس نيامد ، *

مرا آن راحت و مونس نيامد/ *

به ما يکسال ديگر هم گذر کرد، *

چرا ماراکس بي کس نيامد*

 

 

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در پنجشنبه چهارم فروردین 1390 و ساعت 12:50 |

قرآن درباره بنی‌اسرائيل و قوم يهود كه توسط حضرت موسی(ع) نجات يافتند و به نعمت‏های خداوندی نايل شدند به بيان ضعف‏های آنان می‌پردازد كه اين‏ها از خود رفتار ناشايسته به جای گذاشتند، گوساله‌پرست شدند و به انكار آيات الهی پرداختند. نيز قسی‌القلب شدند و پيامبران بنی‌اسرائيل را كشتند و سرانجام خداوند بر آنان خشم ورزيد و آنان را دچار ذلت و خواری كرد. در زمان پيامبر اسلام(ص) يهوديان يكی از دشمنان سرسخت مسلمانان شدند و حاضر شدند با مشركان قريش همراهی كنند و با اسلام بجنگند. آنان آتش جنگ احزاب را بر افروختند و چند بار با مسلمانان جنگيدند.

 

سرانجام قوم يهود از ديدگاه قرآن




قرآن درباره قوم يهود می‌گويد: می‌بينی كه قوم يهود شديدترين دشمنی را نسبت به مسلمانان دارد. امروز رژيم نژاد‌پرست صهيونيست اسرائيل محور اصلی دشمنی با جهان اسلام است. سرانجام اين قوم چه خواهد شد؟ در متنی كه در ذيل از نظر می‌گذرد، حجت‌الاسلام «سيد‌ابوالفتح دعوتی» محقق و پژوهشگر قرآنی به اين سؤال پاسخ می‌دهد.

بدون آن‌كه به مقدمه‌ای بپردازيم يادآور می‌شوم كه سوره يوسف(ع) در قرآن كريم در بيان پيدايش بنی‌اسرائيل و مهاجرت ايشان به سرزمين مصر و تأسيس اسباط دوازده‌گانه بنی‌اسرائيل می‌باشد كه در عين حال چگونگی اصطفاء و برگزيدگی پيشوايان الهی را ترسيم می‌كند و در عالم تأويل در بيان امامت می‌باشد و به همين مناسبت دوازدهمين سوره از قرآن كريم است و در جزء دوازدهم قرار گرفته، از دوازده شخصيت سخن می‌گويد و در نهايت از طلوع يوسف امامت از چاه غيبت و ظهور دولت كريمه و تسليم ملِك و ياران در برابر يوسف زيبای زمان خبر می‌دهد كه اينجا مقام تفصيل و توضيح آن نيست.

در برابر سوره يوسف كه سوره پيدايش بنی‌اسرائيل است، سوره «اسراء» قرار دارد كه از انحراف بنی‌اسرائيل و از استكبار و علو و فساد ايشان در سرزمين موعود خبر می‌دهد و پيمان‌شكنی‌های آن‌ها را يادآور می‌شود و در نتيجه خبر از فرود آمدن قهر و غضب خداوند بر آنان داده در نهايت زوال و پايان آنان را اعلام می‌دارد و خبر می‌دهد كه به جهت پيمان‌‌شكنی‌های آن‌ها و به جهت ظلم و فساد آنان همان سرزمين «موعود» تبديل به سرزمين «هلاكت» و ارض لعنت خواهد شد و سرنوشت آنان، مشابه سرنوشت ابليس خواهد شد كه قدر نعمت‌های الهی را ندانست و شيوه استكبار و طغيان در پيش گرفت و مطرود دنيا و آخرت شد، چنان‌كه در سوره بقره بعد از سرگذشت ابليس و طرد او از درگاه الهی، داستان عناد و استكبار بنی‌اسرائيل مطرح می‌شود كه همان شيطان مجسم و دجال معروف می‌باشند.

سوره اسراء كه نام ديگرش سوره بنی‌اسرائيل است، يكی از شگفت‌انگيزترين سوره‌های قرآن كريم است و متضمن نكات و مسائل مهمی است كه در ادامه می‌آيد.

ادامه دارد.....

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389 و ساعت 18:39 |
 

 

سیمای یهود در قرآن
 

قوم یهود از دشمنان دیرینه اسلام به شمار می‌رود و با رسول گرامی اسلام به جنگ برخاستند و با مشرکان و کفار قریش دست به توطئه‌های مختلفی زدند. اکنون نیز که قرنها از رسالت پیامبر خاتم می‌گذرد، اسرائیل یکی از دشمنان سر سخت دنیای اسلام است. صهیونیسم که همان یهودیان افراطی هستند، اکنون کشور فلسطین را اشغال کرده‌اند و با کمک قدرتهای بزرگ و از جمله آمریکا با مسلمانان به جنگ برخاسته‌اند و روز قدس در واقع یادآور دشمنی دیرینه یهود با اسلام و مسلمانان است. در این مقاله ویژگیهای یهود را از منظر قرآن ذکر کرده‌ایم. در یک نگاه کلی ایات مربوط به یهود را می‌توان به دو گروه تقسیم نمود: الف) عقاید و باورهای یهود؛ ب) کارشکنیها و فعالیتهای تخریبی علیه مسلمانان.

الف) عقاید و باورهای یهود

1. دشمنی با مؤمنین:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا؛مائده/82

به طور مسلّم ( ای پیامبر ) دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت.

2. اذیت و آزار مؤمنین:

لَتُبْلَوُنَّ فی أَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مِنَ الَّذینَ أَشْرَکُوا أَذًی کَثیرًا وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ اْلأُمُور؛ِ آل عمران/186

به یقین (همه شما) در اموال و جانهای خود، آزمایش می‌شوید و از کسانی (یهودیان) که پیش از شما به آنها کتاب (آسمانی) داده شده است و (همچنین) از مشرکان، سخنان آزار دهنده فراوان خواهید شنید و اگر استقامت کنید و تقوا پیشه سازید (شایسته‌تر است؛ زیرا) این از کارهای مهم و قابل اطمینان است.

3. عقیده یهود در مورد خودشان:

وَ قالَتِ الْیهُودُ وَ النَّصاری نَحْنُ أَبْناءُ اللّهِ وَ أَحِبّاؤُهُ؛ مائده/18 یهود و نصاری گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان ( خاص ) او هستیم.

4. عقیده یهود درباره خداوند:

وَ قالَتِ الْیهُودُ یدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ ایدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یداهُ مَبْسُوطَتانِ؛ مائده/64 .

و یهود گفتند: « دست خدا ( با زنجیر ) بسته است». دستهایشان بسته باد! بلکه هر دو دست ( قدرت ) او، گشاده است.

5. طغیان و سرکشی یهود:

وَ قَضَینا إِلى بَنی إِسْرائیلَ فِی الْکِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی اْلأَرْضِ مَرَّتَینِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبیرًا ، فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَیکُمْ عِبادًا لَنا أُولی بَأْسٍ شَدیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ کانَ وَعْدًا مَفْعُولاً؛ اسراء4/5

ما به بنی اسرائیل در کتاب ( تورات ) اعلام کردیم که دوبار در زمین فساد خواهید کرد و برتری جویی بزرگی خواهید نمود. هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکار جوی خود را بر ضد شما بر می‌انگیزیم ( تا شما را سخت در هم کوبند، حتی برای به‌دست آوردن مجرمان ) خانه‌ها را جست‌وجو می‌کنند و این وعده‌ای است قطعی.

 

ادامه دارد .....

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 و ساعت 16:40 |

بسم رب المهدی

58) دو نمونه از معجزات حضرت رسول اكرم (ص) در قرآن ؟

1- معراج جسماني و روحاني آن حضرت كه در سوره ي اسراء آمده

2- داستان شق القمر آن بزرگوار در سوره ي قمر.

 

59) جمهور علماي علوم قرآني (( وجه اعجاز )) قرآن را چه چيزي مي دانند؟

به نظم و صحت معاني و فصاحت پياپي الفاظ آْن.

 

60) نام كتاب مشهور مرحوم سيد هبة الدين شهرستاني درباره ي اعجاز قرآن؟

المعجرة الخالده.

 

61) مولف كتاب (( اعجاز قرآن و بلا غت محمد (ص) )) ؟

مصطفي صادق رافعي ، نويسنده ي شهير مصري.

 

62) مولف كتاب (( معجزات قرآن در عصر فضا و كامپيوتر ))؟

ذكرالله احمدي.

 

63) نمونه هايي از اعجاز عددي قرآن ؟

115 بار هر يك از دنيا و آخرت - 68 بار هر يك از شياطين و ملائكه - 71 بار هر يك از حيات و موت - 11 بار هر يك از ابليس و استعاذه- 365 بار يوم ( روز ) به تعداد روزهاي شمسي - 30 بار يوم ( روز ) به صورت تثنيه و جمع به تعداد روزهاي ماه - 12 بار شهر ( ماه ) به تعداد ماه هاي سال - 24 بار ساعت به تعداد ساعات شبانه روز -34 بار سجده و مشتقات آن برابر با 34 سجده ي نماز هاي شبا نه روزي-12 بار مشتقات وصي و تو صيه به تعداد اوصيه الهي و ... در قرآن آمده است.

+ نوشته شده توسط گروه فرهنگی ، قرآنی راهیان نور در یکشنبه هجدهم مهر 1389 و ساعت 11:40 |


Powered By
BLOGFA.COM


/html>